على محمدى خراسانى

534

شرح منطق مظفر (فارسى)

بكشد كه سبب ملالت و خستگى طرف گردد و بالاخره در سايهء اين امور مطلب بر خصم گم شود و خصم نداند كه منظور او چه شد ، صدر و ذيل كلامش چگونه به هم ربط پيدا مىكند و از جواب صحيح عاجز گردد و بدين‌وسيله وى بر خصم غالب آيد . 6 . براى اسكات خصم ، پيچاندن مطلب بر او و در بن‌بست قرار دادن خصم از امور ذيل استفاده كند : صدا را بالا ببرد ، داد و بيداد سر دهد ، دو دست خود را حركت دهد دستها را به هم زند ، گاهى قيام كند ، گاهى بنشيند و گاهى با مشت محكم بر ميز يا منبر بكوبد . امثال اين‌ها از حركات برانگيزاننده و مهّيجى است كه موجب عدم توانايى خصم بر جواب مىگردد . 7 . آخرين مطلب اين‌كه : خصم را با عبارات ذيل سرزنش كند كه بيان‌گر آن است كه رأى خصم ارزشى ندارد و اصلا قابل بحث نيست . اين شيوه‌اى است كه از قديم الايام تا امروز رايج بوده و هست . مثلا دشمنان اهل بيت و دشمنان شيعه ، شيعيان و دوست‌داران اهل بيت را رافضى مىخوانند ( رفض به معناى ردّ و ضد قبول است يعنى سنّت را ردّ كرده و از دين برگشته و مرتد شده ) يا مثلا سلاطين و حكومتها مردمان را كه عليه آنها قيام كرده و حقوق حقه خويش را مىطلبند متهم مىكنند كه اين‌ها يك عدّه شورشگر ، افراد متعصب ، گروههاى مفسد ، قطاع الطريق ، چماق به دست و امثال اينها هستند ، يا مثلا افراد متجدّد اهل دين و ديانت را متهم مىكنند به مرتجع ، صاحبان آراء قديمه را متهم مىكنند به خرافه‌پرست و خرافاتى . متقابلا صاحبان افكار قديمه و طرفداران فلان مكتب آسمانى متجدّدين را متهم مىكنند به كفر و زندقه و تجدّد مآبى و . . . . خلاصه هر دسته و گروهى براى سركوب كردن خصم از اين‌گونه تعبيرات به كار مىگيرد . تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل . خداوند ما را از مغالطات و قول زور ( باطل و كذب و . . . ) نگهدارد كه او كريم‌ترين درخواست‌شدگان است . پايان كتاب و آخر دعوانا ان الحمد للّه رب العالمين و صلى اللّه على سيدنا محمّد صلّى اللّه عليه و إله و آله الطاهرين و لعنة اللّه على اعدائهم اجمعين من الآن الى قيام يوم الدين ، آمين رب العالمين جمعه ، ششم شعبان المعظم 1413 مطابق با هشتم بهمن‌ماه 1371 ( قم المقدسه - على محمدى خراسانى ) .